مراسم جشن ولادت جوادالائمه علیه السلام

:: مراسم جشن ولادت جوادالائمه علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحيم

 

با ياري خداوند متعال و مدد امام زمان(عج) و انشاءالله به دعوت و با اجازه امام معصوم مهربانمان، آقا، جواد الائمه(ع) و با ياري و همراهي شهدا، خصوصا شهداي گمنام، و به ياد رفقاي شهيدمان، شهيد محمدرضا زماني و شهيد عليرضا شهبازي، جهت گرامیداشت میلاد جوادالائمه (ع) از ساعت 21  مهمان مجلس اهل بيت(ع)، خصوصا ارباب مهربانمان، حضرت جوادالائمه(ع) خواهيم بود.

 

از عاشقان و محبان اهل بيت (ع) دعوت مي شود به مجلس روضه امام جواد(عليه السلام) مشرف شوند.

آدرس: کيلومتر 5 جاده مخصوص کرج، شهرک آزادي، خيابان امام رضا(ع) شمالي، كوچه يازدهم، علامت پرچم هيات، منزل جناب آقاي اسدي.

موکب جوادالائمه (ع)، به یاد شهدای گمنام

«يا جواد الائمه (ع) ادرکني»

منبع : هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهرانمراسم جشن ولادت جوادالائمه علیه السلام
برچسب ها : جوادالائمه ,جواد ,امام ,جواد الائمه

بازی بود...

:: بازی بود...

تمام سجده هایم در دل محراب، بازی بود
 

قبا و جا نمـاز و مهر من ، اسباب بازی بود
 


به پروازم خوشم اما به زنجیر است دستانم


نفهمیدم کــه این پرواز ، تنهـــا تاب بازی بود

 

تن خاکــــی فرومانده بـه گل از اشک چشمانم


خوشا اشکی ز دل، اشک دو دیده آب بازی بود

 

فقط چشم مرا هرروز خـواب آلوده تر کردند


عبادت های شبهای بدون خواب، بازی بود

 

به غیر از آن نمازی که شکستش یاد ابرویت


تمـــام سجده هایم در دل محــراب، بازی بود

 

علی چاوش

منبع : هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهرانبازی بود...
برچسب ها : بازی ,بازی بود به ,سجده هایم

اشعار ولادت جوادالائمه (ع)

:: اشعار ولادت جوادالائمه (ع)

 

 

 

خالق كون و مكان آن ذات رب العالمين

كشتي بحر گرانش، سبط خير المرسلين

پيك ذات كبريائي منزل وحي از سما

ان كتاب الله ناطق، مظهر حي مبين

در عبوديت، رسيده رتبه عز و جلال

آن عزيز حق تعالي، رهبر روح الامين

شد از اين مولود، روشن ديده خلق جهان

هم ثنا خوانش ملائك ، از يسار و از يمين

از در و ديوار عالم، مي رسد هر دم به گوش

گشته ميلاد امام انس و جان، حبل المتين

زهره زهراي اطهر(س)،‌ شمس افلاك ولا

وين دُر كان صدف زاي اميرالمؤمنين(ع)

مخزن علم لدني، كاشف اسرار دين

جاري از لعل لبان او بود عين اليقين

واقف از سر سويداي رموز كائنات

آن امام مقتدا، روح و روان ماء و طين

تير ابرويش صراط و قامتش روز قيامت

كو ز رب العالمين آمد صراط المؤمنين

جان سپرده، لعل عطشان، همچو جد تاجدار

كز غمش گريان يتيمانش چو زين العابدين(ع)

گفت غواص بحار علم و عرفان وصف او

قطره درياي آل مصطفي(ع)، در ثمين

 

 

پناه عوالم، به جسمم روان

خديو جهان، مظهر لامكان

امام همه خاك و افلاكيان

علي بن موسي الرضا(ع)، ز بند گران

به حق جوادت(ع) نجاتم بده

تو فياض جودي و فضل كرم

ولي خدائي و گردون خدم

رها كن مرا از كمند ستم

تو مشكل گشايي و آرام جان

به حق جوادت(ع) نجاتم بده

به دربار لطفت پناهنده ام

تو فرمانروايي و من بنده ام

گناهم زياد است و شرمنده ام

ندارم به دل، صبر و تاب و توان

به حق جوادت(ع) ثباتم بده

تو يار غريبي و بنده نواز

برويم در رحمت كن فراز

امانم بده، كن مرا سرفراز

از آن گندم خال لعل روان

به حق جوادت(ع) زكاتم بده

زبار گنه، روز من چون شب است

در آن لحظه و دم كه جان بر لب است

چو مرغ صبايم به تاب و تب است

ندارم به كف، زاده ره، ناتوان

به حق جوادت(ع) براتم بده

علي بن موسي(ع)، رضاي خدا

به نزد خداوند كن التجا

كه دارم بسي آرزو در ملا

كه بينم رخ ماه صاحب زمان(عج)

به حق جوادت(ع) حياتم بده

 

 

بنوشته در اين طغرا معبود جواد(ع) جود غرقيم در اين معنا از بود جواد(ع) جود عالم به وجود از تارو پود جواد(ع) جود پيدا شده مافيها از بود جواد(ع) جود مقصود از اين خلقت، پيوند ولايت بود مشهود از اين نعمت، انعام هدايت بود در كنگره نُه باب، نُه تخت ولا باشد در صادره ابواب، نُه چتر و لوا باشد از رسم رسوم آداب، نُه كاخ عطا باشد اسماء هو المعبود، نه ظل خدا باشد سري است دراين معنا، نتوان كه شوي آگاه رمزي است در اين اسما، رازي است در اين درگاه در ماه رجب، خَلاق بر خَلق، كرامت كرد آن مظهر رب بر خلق، اثبات امامت كرد آن قائمه مذهب، با رمز، اشارت كرد از نسل نبي(ص) آمد ، اثبات سيادت كرد يعني به وجود آمد آن صادره اول مرات ودود آمد از وجه هو الاول خلاق بيان گفتا از رتبه مولودين از صادره اول در بارگه لا اين غرق طرب و شادي، شد قاطبه كونين اين زمزمه از خاك است تا رتبه قوسين از فضل ولي الله(ع)، از جود جواد(ع) عين از بذل ولي الله(ع)، موجود شده ثقلين دشت و چمن و صحرا، چون رشك براين بنگر در برگ گل حمرا، آيات مبين بنگر در اين طبق خضرا، آن ماه جبين بنگر در دفتر اين طغرا، آيينه دين بنگر در برگ گل و لاله، عكس رخ حسن افتاد مرات خدا، پا در اين عالم ما بنهاد فرمانده جزء و كل، شد چشم شما روشن گويد به چمن بلبل، شد چشم شما روشن از لحن و لسان گل، شد چشم شما روشن از منطق تاي مل، شد چشم شما روشن اي شمس شموس طوس، عيد تو مبارك باد اي خسرو ارض طوس، تبريك در اين ميلاد آرام دلارامم ، آرام دلارامم فكنده در اين دامم، نتوان كند آرام صد شكر ز اكرامم، شه مي دهد انعامم شيرين كند او كامم، هر دم دهد الهامم بايد كه زكات حسن انفاق كند دلبر البته برات حسن انفاق كند دلبر آن جود ولي حق، مشهود به عالم بود آن قائمه مطلق، نور رخ خاتم(ص) بود آن نور شده مشتق، از خالق آدم بود باقي كه شده ملحق، بي واسطه توام بود صاحب نظري خواهم تا حل كند اين معنا وجه ظفري خواهم، آگه كند از اسماء در كفه جودش هست ارزاق همه عالم در قوس وجودش هست اوراق همه عالم در حمد و درودش هست خلاق همه عالم محبوب شهودش هست آفاق همه عالم در دايره امكان، نقشي بود از نامش جود تقوي اظهار در كفه اكرامش در گلشن جان بايد آن غنچه نسرين چيد در هر ورق از هر گل، تصوير جمالش ديد از خرمن اين كشته، برگير ثمر اين عيد جنات به يك ايما، بر خلق جهان بخشيد چون شهد لقاي حق، از ميوه اين طوبي است جنات لقاي حق، از جوهر اين اسماست دست فلك الافلاك بر دامن جود او انسان كه شده خلقت، از يمن وجود او خواهي كه علوم آري در دست، درود او گويم خبر (لولاك) البته شهود او قران به گواهي گفت: مشكات، در او مصباح سلطان همه اجسام، مولاي همه ارواح تا چند پي اغيار، گردي تو در اين صحرا در كنه وجود تست آن وجه هو الاعلي طوطي روان تو، از منطق او گويا اين عالم خلقت هست يك قطره از آن دريا كي مي شود اي قطره، يك لحظه به خود آيي؟ در ظل لواي حق، يك چند بياسايي؟

 
منبع : هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهراناشعار ولادت جوادالائمه (ع)
برچسب ها : عالم ,جوادت ,جواد ,روشن ,وجود ,بنگر ,آرام دلارامم

شعر حک شده بر سنگ قبر مطهر حضرت عباس(ع)

:: شعر حک شده بر سنگ قبر مطهر حضرت عباس(ع)

شعر حک شده بر سنگ قبر مطهر حضرت عباس(ع)

در این پست از سایت مجله قشنگ مطلبی زیبا و خواندنی در مورد شعر نوشته شده بر سنگ قبر مطهر حضرت ابوالفضل العباس (ع) و ترجمه آن را قرار داده ایم.اگر دوست دارید بدانید بر سنگ قبر مزار شریف حضرت عباس علمدار کربلا چه شعری نوشته شده است خواندن این مطلب ملکوتی را از دست ندهید و عکس مزار طهر را هم در ادامه مشاهده کنید…

 

 

بر روی مضجع مطهر و مبارک فرزند با کرامت امیرمومنان، حضرت ابوالفضل العباس (ع) صندوقی چوبی و خاتم کاری شده از بهترین انواع چوب ساج قرار داده شده است که دارای طول 3 متر، عرض 2.20 و ارتفاع 2 متر می باشد. درون این صندوق، صندوق چوبی میناکاری شده ی دیگری قرار دارد که با نقوش هندی مزین شده و به این آیه منور قرآن کریم مزین گردیده است:
“بسم الله الرحمن الرحیم : هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُن شَیْئًا مَّذْکُورًا” (سوره الإنسان – آیه 1)
“آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود”
زیر این صندوق چوبی، اتاقک مقبره ای قرار دارد که پیکر پاک مولا و سرورمان حضرت ابوالفضل العباس (ع) در آن آرمیده است.

 

image: http://mag.ghashang.com/wp-content/uploads/2013/03/IMAGE634980087339955157.jpg

شعر حک شده بر سنگ قبر مطهر حضرت عباس(ع)

 

در اینجا قطعه ای از سنگ مرمر مستطیلی شکل دیده می شود که بر این مقبره شریف و در طول بقعه حرم قرار گرفته و بر روی آن ابیات زیر نقش بسته است:
طاولی قـــــبه السماء اعتلاء واکسفى الشمس رفعه واجتلاء
در بلندی از گنبد آسمان فراتر برو و بلندی و شکوه آسمان را بپوشان.
انت للخلد صخره اثبتـــــــــتها قوه الحـق فی الحــــیاه بنــــــاء
تو برای جاودانگی، صخره ای هستی که نیروی حق در زندگی ساختار آن را ثابت نگه داشته است.
فیک کنز الإیـــــــمان طلسُمه الله فضاعت فیه القــرون هــــباء
گنج ایمان در توست که طلسمش خداوند است و قرن ها بر آن گذشته است.
هو رمز البقاء فــــــی فلک لم یحو الا ما سوف یلقى الـــفــناء
او رمز ماندگاری فلک است و اگر او نبود قطعا فلک نابود می شد.
بطل الطـــف فیک والطف افق جاوز الافق أنجماً وســـــــــــمآء
قهرمان طف در توست و طف افقی است که از افق ستارگان و آسمان فراتر رفت.
ها هنا قد ثوى أبا الفضل دُنیاً تـــــــــسحر الروح روعه وصفــاء
آری در اینجا ابوالفضل العباس مسکن گزیده است دنیایی که روح را در شکوه و آرامش مجذوب خود می کند.
ها هنا مشرق العقـــیده زهوُ بشـعاع غطى الوجــود ســــنـاءُ
اینجا محل طلوع عقیده است و دارای پرتوی است که وجود را سرشار از نور می کند.
هاهنا جسمـــه الموزع مکنوزُ علیه ظـــــــــــــــل الالــهُ أفـــاء
در اینجا پیکر پاره پاره ی حضرت ابوالفضل(ع) نهفته است و بر آن سایه خداوند برگشته است.
والیدان المقطوعــتان تشیران لمعنى أعــیى الحـــــــروف أداءُ
و دو دوست قطع شده که به مفهومی اشاره می کند که حروف از ادای آن ناتوانند.
أیها الصخره العظیمه باهــــی بعـــلاه الأملاک والأنــــــــــــبیاء
ای صخره عظیمی که فرشتگان و انبیا به واسطه بزرگی اش به خود می بالند.
رفع الله للحکیم مقامــــــــــــاً دونه یخـــــــشع الزمان أحتــذاء
خداوند مقام حکیم را بالا برد که در مقابلش روزگار سر فرود می آورد.
ایه الله مـــــــــــــا تحداه بــاغ بقــــــــــواه الا تـــلاشى عیــاء
نشانه ی خداوند که هیچ ستگری با نیروهایش نتوانست در برابر او مقاومت کند.
أشاء أن یسبق الحیاه بمعنى عنه أعــــنی تفکـیرها أیــــــحاء
با آوردن معنایی در باره او، می خواهم از اندیشه و اشارات زندگی پیشی بگیرد.
بعد ما أنشأ الضریــــح نشیداً أسکر الـــــــــــفن روعه وبهـــاء
پس از آنکه ضریح حضرت ابوالفضل سرودی را ایجاد کرد که عظمت و شکوه و جلال هنر را مست کرد.
أرسل الآیه التی رفعـــــــــتها قدره الحق فی الخــــــــلود لواء
نشانه ای را فرستاد که قدرت حق در جاودانگی پرچم آن را برافراشت.
صخـــــــره ابدعتها فکره الفن فلاحــت قصـــــــــــــیــده غــراء
صخره ای که ایده فن آن را ابداع کرد و قصیده ای غرور انگیز را نمایان کرد.
وعلیها رف مجـــد أبی الفضل فتزداد شــــــــــــــــــوکه وعلاء
در این قصیده بزرگواری ابوالفضل عباس(ع) ذکر شده و باعث افزایش شوکت و عظمت آن شده است.
صان فیها للجعفــــــــریه شأنا قد اغاض الـــــحـــساد والاعداء
در آن شان و منزلت شیعه جعفری حفظ شده است که حسودان و دشمنان را به خشم واداشته است.
بارک الله فی عزیمه ابـــراهیم أذا حاکت القضاء مضـــــــــــــاء
اراده ابراهیم مبارک باشد چه آنکه قضا و قدر در محکمی از آن تقلید کرد.
صـــــــــــارع الحادثات تلاشت دونه وازدها بـــــــــــــــها کبریاء
با حوادث قضا و قدر درگیر شد و درمقابلش متلاشی شدند و کبریا به واسطه آن اراده به خود بالید.

منبع:خبر آنلاین


منبع : هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهرانشعر حک شده بر سنگ قبر مطهر حضرت عباس(ع)
برچسب ها : ابوالفضل ,حضرت ,الله ,صخره ,العباس ,خداوند ,حضرت ابوالفضل ,ابوالفضل العباس ,آسمان فراتر ,قرار دارد ,قرار داده ,حضرت ابوالفضل العباس

فاطمیه

:: فاطمیه

به نام عشق

 

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

اتفاقی مقابلم رخ داد

وسط کوچه ناگهان دیدم

زن همسایه بر زمین افتاد

سیب ها روی خاک غلطیدند

چادرش در میان گرد وغبار

قبلا این صحنه را...نمی دانم

در من انگار می شود تکرار

آه سردی کشید،حس کردم

کوچه آتش گرفت از این آه

و سراسیمه گریه در گریه

پسر کوچکش رسید از راه

گفت:آرام باش! چیزی نیست

به گمانم فقط کمی کمرم...

دست من را بگیر،گریه نکن

مرد گریه نمی کند پسرم

چادرش را تکاند، با سختی

یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما

ناله هایش فقط تماشا شد

 

صبح فردا به مادرم گفتم

گوش کن ! این صدای روضهء کیست

طرف کوچه رفتم و دیدم

در ودیوار خانه ای مشکی است

 

با خودم فکر می کنم حالا

کوچه ء ما چقدر تاریک است

گریه،مادر،دوشنبه،در،کوچه

راستی! فاطمیه نزدیک است...

 

منبع: پرسه در خیال

منبع : هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهرانفاطمیه
برچسب ها : کوچه

تقدیم به حضرت صاحب الزمان (عج)

:: تقدیم به حضرت صاحب الزمان (عج)

بغض سنگین مرا  دیوار می فهمد فقط


جنگجویی خسته از پیکار می فهمد فقط


زندگی بعداز تورا آن بی گناهی که تنش


نیمه جان ماندست روی دار میفهمد فقط


سعی کردم بهترین باشم... نشد، درد مرا


غنچه ای پژمرده در گلزار می فهمد فقط


غیر لیلا رنج مجنون را نمی فهمد کسی


آنچه آمد بر سرم را یار می فهمد فقط


ای گلم هرکس که محوت شد مرا تحقیر کرد


حس عاشق بودنم را خار می فهمد فقط


حرف بسیار اما هیچکس همدرد نیست


جای خالی تورا سیگار می فهمد فقط


حرف دکترها قبول آرام  میگیرم ولی


حرف یک بیمار را بیمار میفهمد فقط


تنشه ی یک لحظه دیدار تو ام...حال مرا


روزه داری لحظه ی افطار می فهمد فقط


"مهدی نور قربانی"

منبع : هیئت محبان جوادالائمه(ع) غرب تهرانتقدیم به حضرت صاحب الزمان (عج)
برچسب ها : فهمد ,فهمد فقطحرف